پسته کرمان سالهاست یکی از شناختهشدهترین محصولات کشاورزی ایران در بازارهای جهانی است؛ محصولی که نام رفسنجان را با خود به بسیاری از بازارهای صادراتی برده و برای اقتصاد استان، تنها یک محصول کشاورزی نیست، بلکه بخشی از زنجیره تولید، فراوری و تجارت به شمار میرود.
با این حال، پشت این جایگاه صادراتی، باغهایی قرار دارند که با مجموعهای از چالشهای فزاینده دست و پنجه نرم میکنند؛ حفظ این جایگاه، برای باغداران کرمانی هر روز دشوارتر میشود. کاهش منابع آب زیرزمینی و افت کیفیت آب، بهویژه در مناطق پستهخیز، شرایط تولید را تغییر داده و هزینههای باغداری نیز افزایش یافته است. از سوی دیگر، صادرات پسته در سالهای اخیر با مسائلی مانند تحریم، دشواری نقل و انتقال پول و تغییر هزینههای حمل و نقل و فراوری روبهرو بوده است؛ مسائلی که در نهایت میتواند بر درآمد واقعی باغدار اثر بگذارد.
در این میان، پرسش اصلی این است که پسته کرمان چگونه میتواند جایگاه خود را در بازار جهانی حفظ کند؛ آن هم در شرایطی که منابع آبی محدودتر شده و استانداردهای بازارهای هدف، بهویژه اروپا، سختگیرانهتر از گذشته است. آینده این محصول به میزان تولید بیشتر گره نخورده، بلکه به این بستگی دارد که تولیدکنندگان تا چه اندازه بتوانند با منابع محدود، محصولی باکیفیتتر و با ارزش افزوده بالاتر روانه بازار کنند.
در همین زمینه با محمدعلی میرزاییان، نایب رئیس اتاق بازرگانی کرمان و رئیس انجمن صادرکنندگان استان کرمان گفتوگو کردهایم.
پسته کرمان چه ویژگیهایی برای صادرات دارد و چرا در بازارهای بینالمللی پرطرفدار است؟
پسته کرمان بهویژه پسته رفسنجان، یکی از شناختهشدهترین محصولات صادراتی ایران است و مزیت آن فقط به حجم تولید محدود نمیشود. تنوع ارقام، اندازه و شکل مناسب، طعم و کیفیت مغز، درصد بالای مغز در برخی ارقام و سابقه طولانی حضور در بازارهای جهانی از مهمترین مزیتهای آن
است.
ارقام تجاری مهم ایران مانند فندقی، کلهقوچی، اکبری و احمد آقایی هر کدام مشتری و کاربرد خاص خود را دارند. همچنین ایران بخش قابل توجهی از محصول خود را به صورت مغز پسته صادر میکند که برای صنایع غذایی و مصرفکنندگان حرفهای ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکند. طبق دادههای منتشرشده درباره سال ۲۰۲۴، صادرات پسته ایران حدود ۱۶۲هزار تن گزارش شده است.
بنابراین مزیت پسته ایران را باید در سه موضوع دید: کیفیت محصول، تنوع ارقام و سابقه و اعتبار تجاری ایران در این محصول.
تولید پسته در سالهای گذشته با چه افتوخیزهایی همراه بوده و چه عواملی بیشترین آسیب را به باغها وارد کرده است؟
تولید پسته ذاتاً محصولی با نوسان سالانه است و پدیده سالآوری موجب میشود میزان برداشت در سالهای مختلف تغییر قابل توجهی داشته باشد. در کنار آن، خشکسالی، کاهش سطح آبهای زیرزمینی، شوری آب و خاک، گرمای شدید، سرمازدگیهای مقطعی، آفات و بیماریها و افزایش هزینه نهادهها بر تولید اثر گذاشتهاند.
برای نمونه، بر اساس دادههای USDA، تولید پسته ایران در سال ۲۴-۲۰۲۳ حدود ۱۷۰ هزار تن و در سال ۲۵-۲۰۲۴ حدود ۲۰۰ هزار تن برآورد شده است؛ یعنی حدود ۱۸ درصد افزایش، که نشاندهنده همان نوسان قابل توجه تولید است. برآورد انجمن پسته در سال ۲۰۲۶ نیز حدود ۱۲۰ هزار تن محصول در کل کشور بوده است.
اما اگر بخواهیم یک عامل را بهعنوان تهدید بلندمدت برجسته کنیم، مسئله آب از سایر عوامل مهمتر است؛ زیرا برخلاف یک سرمازدگی یا آفت که ممکن است مقطعی باشد، افت سفرههای زیرزمینی میتواند ظرفیت تولید باغ را برای سالهای طولانی کاهش دهد.
در حال حاضر تولیدکنندگان پسته با چه کمبودهایی دست و پنجه نرم میکنند؟
امروز مشکلات باغدار فقط «تولید کردن» نیست؛ مشکل اصلی، تولید اقتصادی و پایدار است. مهمترین کمبودها شامل آب کافی و باکیفیت، سرمایه در گردش، نهادههای باکیفیت و بهموقع، ماشینآلات و تجهیزات مدرن کشاورزی، دانش نوین آبیاری، تغذیه و مدیریت باغ، دسترسی مناسب به آزمایشگاههای تخصصی، هزینه بالای انرژی، کارگر و نهادهها، مشکلات صادرات و نقل و انتقال پول، دسترسی محدود به بازارهای مستقیم و خریداران نهایی و ضعف در برندسازی و بستهبندی صادراتی در بخشی از زنجیره است.
در واقع، باید از مدل سنتی «باغدار - واسطه - صادرکننده» به سمت زنجیرهای حرکت کنیم که در آن باغدار، فراوریکننده، آزمایشگاه، بستهبندی، صادرکننده و خریدار خارجی به هم متصل باشند.
کمبود و کیفیت آب چه تأثیری بر باغهای پسته گذاشته است؟
به نظر من این مهمترین پرسش برای آینده پسته کرمان است. در بسیاری از مناطق، مسئله فقط کمبود حجم آب نیست؛ کیفیت آب نیز به یک عامل تعیینکننده تبدیل شده است.
مطالعهای درباره دشت رفسنجان نشان داده بخش قابل توجهی از نمونههای آب زیرزمینی دارای شوری و سدیمی بودن بالا بودهاند و این وضعیت میتواند به کاهش رشد گیاه، افت نفوذپذیری خاک و کاهش عملکرد و کیفیت محصول منجر شود.
از طرف دیگر، پژوهشهای مربوط به رفسنجان نشان میدهد برداشت طولانیمدت آب زیرزمینی فشار بسیار زیادی بر آبخوان منطقه وارد کرده است. بنابراین آینده باغداری پسته دیگر فقط به این پرسش وابسته نیست که «چقدر آب داریم؟» بلکه باید بپرسیم: آب با چه کیفیتی داریم، با چه راندمانی مصرف میکنیم و چگونه میتوانیم با آب کمتر، محصول باکیفیتتری تولید کنیم؟
اینجاست که آبیاری هوشمند، اصلاح الگوی کشت، مدیریت خاک، استفاده از ارقام و پایههای مناسب و کنترل شوری اهمیت پیدا میکند. FAO نیز در برنامه همکاری خود در کرمان بر آبیاری پیشرفته، مدیریت خاک و تغذیه و روشهای بهبود مدیریت باغ تأکید کرده است.
تجهیزات و زیرساختهای فراوری و بستهبندی تا چه میزان فراهم است و چقدر با سلیقه و استانداردهای اروپا همخوانی دارد؟
در ایران و بهخصوص در قطبهای پسته مانند کرمان و رفسنجان، زیرساخت فراوری و بستهبندی وجود دارد و بخشهایی از آن توان رقابت بینالمللی دارند؛ اما مسئله این است که همه واحدها از نظر فناوری، کنترل کیفیت، ردیابی محصول، آزمایشگاه و بستهبندی در یک سطح نیستند.
برای بازار اروپا صرفاً تمیز و زیبا بودن پسته کافی نیست. موضوعاتی مانند آفلاتوکسین، باقیمانده سموم، ردیابی محصول، کنترل آلودگی، استانداردهای بهداشت مواد غذایی، بستهبندی مناسب، برچسبگذاری و ثبات کیفیت محمولهها اهمیت بسیار بالایی دارد.
اتفاقاً در سال ۲۰۲۵،FAO در کرمان و رفسنجان با آزمایشگاهها، واحدهای فراوری و باغها درباره نمونهبرداری، آزمایش آفلاتوکسین، کنترل کیفیت و استانداردهای بینالمللی همکاری کرده است؛ این نشان میدهد ارتقای زیرساخت کنترل کیفیت همچنان یک موضوع جدی در زنجیره پسته ایران است.
برای بازار اروپا باید از «بستهبندی محصول» به سمت «برندینگ محصول» حرکت کنیم؛ یعنی بستهبندی، طراحی، اطلاعات محصول، ردیابی و داستان برند همگی متناسب با بازار هدف طراحی شوند.
برای نمونه، مقررات اتحادیه اروپا برای آفلاتوکسین پسته محدودیتهای مشخصی دارد؛ برای پستهای که پس از مرتبسازی یا فراوری فیزیکی وارد بازار میشود، حد مجاز مجموع آفلاتوکسینهای B۱+B۲+G۱+G۲ برابر ۱۵ میکروگرم در کیلوگرم و برای محصول نهایی مصرفکننده ۱۰میکروگرم در کیلوگرم است.
تحریمها و گرانی ارز چگونه مستقیماً بر هزینه تمامشده و حاشیه سود باغداران تأثیر گذاشته است؟
تحریم و نوسان ارز از چند مسیر همزمان به زنجیره پسته فشار وارد میکند. از یک طرف، هزینه بسیاری از نهادهها، ماشینآلات، قطعات، تجهیزات آبیاری، بستهبندی و خدمات فنی افزایش پیدا میکند. از طرف دیگر، هزینه حملونقل، بیمه، نقلوانتقال پول و دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی برای صادرکننده افزایش مییابد.
نکته مهم این است که افزایش نرخ ارز الزاماً به معنی افزایش سود باغدار نیست. اگر هزینههای تولید، فراوری، بستهبندی، حمل و تأمین مالی با سرعت بیشتری افزایش پیدا کنند، ممکن است افزایش قیمت صادراتی فقط افزایش هزینهها را جبران کند. بنابراین باید میان «قیمت صادراتی» و «سود واقعی تولیدکننده» تفاوت قائل شویم.
با توجه به تغییرات اقلیمی و کمبود منابع آبی، آینده صادرات پسته ایران در ۱۰ سال آینده را چگونه پیشبینی میکنید؟
من آینده را نه کاملاً بدبینانه و نه بدون نگرانی میبینم. پسته ایران همچنان مزیت صادراتی بسیار مهمی دارد، اما مدل فعلی تولید نمیتواند بدون اصلاحات جدی برای ۱۰ سال آینده ادامه پیدا کند.
اگر مشکل آب، بهرهوری باغ، استانداردهای صادراتی، فناوری فراوری و دسترسی به بازار حل نشود، احتمال کاهش ظرفیت تولید برخی مناطق و افزایش نوسان عرضه وجود دارد.
از طرف دیگر، اگر در این حوزه سرمایهگذاری کنیم، میتوانیم با آب کمتر، محصول باکیفیتتر و ارزش صادراتی بالاتر تولید کنیم. به نظر من راهبرد آینده باید از «افزایش صرفِ حجم تولید» به سمت افزایش ارزش هر کیلو پسته صادراتی تغییر کند.
یعنی: آب کمتر، بهرهوری بیشتر، کیفیت بالاتر، فراوری بهتر، بستهبندی حرفهایتر، برند ایرانی، بازارهای مستقیمتر و ارزش صادراتی بالاتر.
رقابت جهانی نیز جدیتر شده است؛ برای نمونه،USDA تولید پسته ایران را در فصل ۲۵-۲۰۲۴ حدود ۲۰۰ هزار تن برآورد کرده و همزمان تولیدکنندگان بزرگی مانند آمریکا و ترکیه نیز در بازار جهانی حضور بسیار پررنگی دارند.
پسته کرمان هنوز یک مزیت بزرگ صادراتی برای ایران است؛ اما اگر آب را مدیریت نکنیم، کیفیت را استاندارد نکنیم و از فروش فلهای به سمت فراوری، بستهبندی، برند و بازارسازی حرکت نکنیم، در آینده ممکن است صادرکننده پسته باشیم اما سهممان از ارزش واقعی این محصول کاهش پیدا کند. آینده پسته ایران در گرو تولید بیشتر نیست؛ در گرو تولید پایدارتر و فروش با ارزش افزوده بالاتر است.





نظر شما